ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
100
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
به گفتهء برخى نيز يكى از ايشان بخت نصر بود . پس از كشته شدن لشكريان سنحاريب ، صدقيه و فرزندان اسرائيل به لشكرگاه ايشان رفتند و هر چه در آن جا يافتند به غنيمت بردند و سراغ سنحاريب را گرفتند ولى او را پيدا نكردند . از اين رو كسانى را در پى او فرستادند كه او و يارانش را يافتند و گرفتند و به بند انداختند و پيش پادشاه خود ، صدقيه ، بردند . صدقيه از سنحاريب پرسيد : « چگونه يافتى كارى را كه پروردگار ما با تو كرد ؟ » در پاسخ گفت : « خبر پروردگار شما ، كه شما را يارى مىدهد ، به من رسيده بود ولى من بدان گوش ندادم . » صدقيه ، سپس ، سنحاريب را گرداگرد بيت المقدس گرداند . بعد به زندان انداخت . آنگاه خداوند به شعيا وحى فرستاد تا به پادشاه دستور دهد كه سنحاريب و همراهانش را آزاد كند . صدقيه نيز آنان را آزاد كرد كه به بابل برگشتند و مردم آن سرزمين را از آنچه خدا با ايشان و لشكريانشان كرده بود آگاه ساختند . صدقيه ، پس از اين پيشآمد ، هفت سال ديگر زندگانى كرد و بعد درگذشت . برخى از اهل كتاب برآنند كه پيش از سنحاريب پادشاهى از پادشاهان بابل كه كفرو ( يا كيفو يا كيفرو ) خوانده مىشد بر بنى اسرائيل تاخت . بخت نصر نيز پسر عم و دبير او بود .